![]() |
![]() |
|
|
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی ز ابتدای هفته من به جمعه چشم بسته ام دوباره صبح و ظهر نه غروب شد نیامدی خلیل آتشین سخن تبر به دوش و بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 22:47 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
زیرچترباران آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|