![]() |
![]() |
|
|
شنيدم با خدايت عهد بستي همان جايي كه بر خاكم نشستي وگفتي چله مي گيرم برايت ولي پيمان خود را هم شكستي شكايت هم ندارم در كنارم کماکان ماه شب هايم تو هستي اميدي بر دعايت هم ندارم در اين هنگامه ي كوتاه دستي گرفته قلب خورشيد از دعايم و مي گويد كه خيلي خود پرستي عجيب است آسمان هم گريه سر داد ببين بغض خدا را هم شكستي |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 1:24 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
زیرچترباران آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|